8
مفهومتكفير
«تكفير» مصدر «كَفَّرَ» از باب تفعيل به معناى نسبت دادن انديشه يا شخصى به كفر است. عبدالغنى ابوالعزم از لغويان معاصر مىگويد: «كَفَّرَ الرَّجُلَ: نَسَبَهُ إِلَى الكُفْرِ، عَدَّهُ كَافِراً» 1؛«تكفير كرد كسى را به معناى نسبت دادنكفر به شخصى و او را كافر بهحساب آوردناست». همچنين مىگويد:
حَكَمَ بِتَكْفيرِهِ: الحُكْمُ عَلَيْهِ بِالإِلْحادِ، أَيْ إِبْعادُهُ وَإِخْراجُهُ عَنْ مَبادِئ دِينِ الجَماعَةِ.
2
حكم كرد به تكفير او؛ يعنى حكم كرد بر شخصى به الحاد، به معناى دور كردن و خارج نمودن او از مبادى دين جماعت [اسلامى].
براى كفر نيز معانى گوناگونى آمده است؛ شهيد ثانى مىنويسد:
جماعتى كفر را به عدم ايمانتعريف كردهاند از چيزى (از انسان) كه شأنيت ايمانرا داشته باشد حال اين عدم ايمان با اعتقاد بهضد آن باشد و يا بدون اعتقاد به ضد باشد.معناى اعتقاد به ضد آن است كه شخص منكر همهاصول باشد كه با آن اصول ايمان تحقق مىيابدو يا منكر برخى از آنها باشد (مانند آنكه بهطور كلى خدا و رسالت و معاد را منكر شودو يا اينكه يكى از اين اصول را منكر شود)و اما بدون اعتقاد به ضد جائى است كه معتقدبه هيچيك از طرفين (ايمان و عدم