71 مىاندازد و خاطرات مقدسى را در نظرها تجديد مىكند. مراسم حج در حقيقت، يك دوره كامل از صحنههاى مبارزات ابراهيم(ع) و منزلگاههاى توحيد، بندگى و اخلاص را در خاطرهها مجسم مىسازد.
صفا و مروه نيز يادگار فداكارى ابراهيم(ع) در گذاشتن هاجر و اسماعيل در بيابانهاى بىآب و علف مكه بود؛ آن هنگام كه هاجر تشنهكام، به دنبال آب، از پى سراب، هفت بار بين كوه صفا و مروه رفتوآمد كرد و آبى به دست نياورد. ولى نزديك پاى اسماعيل چاه زمزم پيدا شد و مادر و كودك از آب آن نوشيدند. ديدن صفا و مروه حضور در صحنه تاريخ و كلاس خداشناسى است.
آرى، كوه صفا و مروه به ما مىآموزد كه براى احياى نام حق و اعتلاى آيين او پايدارى كنيم و به لطف و احسان خداوند اميدوار باشيم.
3. واژه (لا جُناح) به اين معناست كه مانعى ندارد بين كوه صفا و مروه، سعى كنيد. اما در حقيقت، اين عمل در حج، واجب است؛ چراكه با توجه به شأن نزول كه بيان شد، اين تعبير براى برطرف كردن كراهت است.
4. اگر نادانان، مراكز حق را با خرافات آلوده كردند، نبايد از آن دست كشيد. بلكه بايد با حضور در آنجا و برگزارى مراسم عبادى، آن مكانها را پاكسازى و دست گروه منحرف را از آن كوتاه كرد.
5. تعبير «شاكر» به لطف خدا اشاره دارد كه به انسان، نيرو و امكانات انجام دادن كار نيك را مىبخشد و بعد از انجام دادن آن، از انسان تشكر مىكند. وقتى كه خداوند در برابر اعمال بندگان سپاسگزارى مىكند، تكليف مردم در برابر هم و در برابر خدا روشن مىشود.