59همانگونه كه طواف ملائك نشانه عشق به خداست. تكرار طواف براى رسيدن به مقام تسليم و عبوديت است و با رسيدن به اين مرتبه، دريده شدن حجابها و آراسته شدن به زينت ذلت و مسكنت در پيشگاه حق، تواضع و حلم در برابر خلق و زهد، سخاوت و قناعت در دنياست. در اين مسير نور خدا در دل او مىتابد و راههاى سلامتى يكى پس از ديگرى پديدار مىشوند؛ از ظلمتها به نور مطلق مىرود و عنايت خاص خداوند شامل حال او مىشود.
حاجى چون به مقام عبوديت مىرسد، بايد نماز شكر بهجاى آورد و چون با رسيدن به مقام بندگى و تذلل، معراج براى او واجب مىشود بايد به نماز بايستد؛ زيرا نماز، معراج مؤمن است، آنگاه با سعى صفا و مروه كه تجسم اميدوارى زنى به رحمت خدا در بيابانى بىآب و علف است، روح خوديت و منيت را مىكُشد تا به حقيقت سعى دست يابد. حاجى با سعى خود، شيطان را از قلب - كه خانه خدا و عرش قدس الهى است - مىراند و با هروله، از هوا و هوس فرار مىكند و از قدرت و شخصيت خود، تبرى مىجويد.
«تقصير»، توجه از عالم ملكوت به عالم ناسوت است؛ تقصير، تحليل بعد از تحريم است؛ يعنى آنچه پس از احرام براى محرم حلال نبود، اينك با تقصير حلال شده است. پس از توجه به نفس و تمايلات آن، بار ديگر توجه به خداوند در سرزمين عرفه - كه جايگاه كسب معرفت و تجديد عهد با توحيد است - آغاز مىشود.