311و اين در حقيقت خلاصهاى از اسلام و همهدعوتهاى الهى است كه فرمود: (وَ لَقَدْ بَعَثْنٰا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّٰاغُوتَ) (نحل:36) در آيات حج تعبيرات: (حُنَفٰاءَ لِلّٰهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ) (حج:31)، يا (فَإِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا) (حج:34) يا (فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً) (بقره:200) و امثال آن ناظر به همين دو عنصر اصلى است. 1
انسان موحد، همزمان با «تقرب» و «اجتناب» سر و كار دارد؛ تقرب به خدا در انديشه و اجتناب از طاغوت و شيطان با جان؛ و البته «در عمل و با جسم» كه در مؤلفه سوم به آن مىپردازيم. شيطان هر انسانى را به جز آنان كه اخلاص دارند، وسوسه مىكند؛ و از اينرو دشمن درونى انسان است؛ انسان با ايمان به خدا و طواف و روى آوردن به يك مركز و يك مدار در درون جان خود، از هواهاى گوناگون نفسانى و شيطانى مىگريزد و باتن دادن به خواست خداوند به او تقرب مىجويد.
البته «تقرب به خداوند متعال»، در تمام عبادات واجب و مستحب، وجود دارد و مختص حج نيست؛ و بنابراين لازم نبوده است كه مقام معظم رهبرى، آن را به عنوان جوهر و ذات حج بدانند. اين يك امر روشن است؛ نمىتوان «تقرب به خدا در انديشه و عمل» را مختص حج شمرد. براى نمونه در جهاد هم اين ويژگى وجود دارد؛ يعنى هم عملى جمعى است و هم ممكن است، مليتهاى مختلف، براى دفاع از كيان اسلام با هم متحد شوند. اكنون اين پرسش به صورت جدى مطرح مىشود كه چرا رهبر حكيم انقلاب، «تقرب به خدا» را به عنوان جوهر حج معرفى مىكنند؟
ايشان معتقدند كه حج «در قله اهتمام شارع مقدس است». 2 و نيز بايد دقت داشت كه حج، تنها عبادتى است كه مستطيعان را از خلوت خانهها و عبادتگاهها در ايام مشخصى، به يك مكان و مركز امن - حتى براى حشرات و گياهان و پرندگان و