310
ب) مؤلفههاى تربيت عقلانى حج
اكنون بيش از چهارده قرن است كه نداى ابراهيم خليل عليه السلام از حنجره مبارك محمد مصطفى (ص) ، هر سال مهمانان بيتالله الحرام را به پايگاه معنويت و وحدت مىكشاند تا گرد مركز توحيد، طواف كنند، و در پشت مقام ابراهيم به سمت كعبهمحمدى (ص) نماز بگزارند. 1 همين كه فردى هزينه مىكند و عازم سفر واجب حج مىشود، و طبق تعاليم انبياى الهى، اعمال حج را به جا مىآورد، بيانگر اعتقاد او به توحيد است. بنابراين حضور مردم در حج، نشانه پذيرش كلام انبيا است؛ توحيد، نياز عقلانى و اعتقادى انسان را پاسخ مىدهد. بنابراين جايگاه انبيا و تعاليم آن بزرگواران در حج به تمامى آشكار مىشود؛ اطاعت از رهبران الهى، اطاعت از خداست؛ يعنى عقلانيت، معنويت و سياست در همين ابتداى كار با هم گره مىخورند. حالا چرا پاى سياست به بحث باز شد؟ چون سياست يعنى اطاعت از انبياى الهى. در اين گفتمان، سياست يعنى هدايت، از اينرو هيچ كس نبايد از كسى اطاعت كند، مگر اينكه اطاعت از او، از جانب خدا، تأييد شده باشد. اطاعت پيامبران از سوى خدا تأييد شده است و پيامبران وظيفه دارند، انسان را هدايت كنند؛ از همين رو مسلمانان روزى ده مرتبه (اهْدِنَا الصِّرٰاطَ الْمُسْتَقِيمَ) (حمد:6) را بر زبان مىآورند كه نشانگر جهت حركت آنها در ابعاد مختلف زندگى است.
از نگاه مقام معظم رهبرى، جوهر و ذات حج را دو عنصر تشكيل مىدهد:
1. نزديك شدن به خداوند در انديشه و عمل؛
2. دورى از طاغوت و شيطان با جسم و جان.
ايشان بر اين باورند هر عملى كه در حج بايد آن را به جا آورد و هر عملى كه بايد آن را ترك كرد، مقدمه تحقق اين دو عنصر اساسى و مهم است كه ماهيت حج را تشكيل مىدهند.