267جهانگرا) را مىسازد، نقشى اساسى دارد. 1 حج، در به فعليت رسيدن ظرفيتهاى سياسى و اجتماعى هر دوره، نقش بىبديلى ايفا مىكند. افراد امت در نقشى فرا زمانى به عضويت آن در مىآيند و به كار گرفته مىشوند؛ به اين معنا كه مسئوليت جمعى و انگيزههاى متعالى ايجاد شده در حج، رشد مىيابند؛ حج، گروههاى انسانى از مسلمانهاى مختلف را به همديگر پيوندى فرا زمانى مىدهد تا اين شكل از جامعه انسانى در طول تاريخ و در جهت تعالى بشر و تحقق «آرمان شهر اسلامى» فعال شود. اين خصوصيت «پيوند دهندگى» حج، دو خصلت اساسى و نهادى، فطرى بودن و عقلانيت امت اسلامى را تقويت مىكند. چنانكه در جامعهاى مبتنى بر فرد گرايى، اصالت سود و عقلانيت ابزارى، انتظار چنين انسجام و يكپارچگى فرا تاريخى وجود ندارد و براى اعضاى آن، فرايند متصل كار نسلهاى متفاوت و گاهى منقطع، بدون آنكه هر نسل تنها از نتيجه تلاش خود بهرهمند شود، قابل درك نيست. 2 بنابراين، نظم اسلامى در مقابل نظمِ نظام سلطه جهانى است. نظمى (نظام سلطه) كه به دنبال فراگيرى، جهانشمولى، جهانبينى و نگرش مبتنى بر سكولاريسم است. نظم بينالملل اسلامى در محدوده «امت اسلامى» قابليت بروز دارد؛ يعنى تشكيل ساختار و نظام سياسى اسلامى- كه بدون درنظر گرفتن اختلاف عقيدتى، امكان ظهور مىيابد- كه اين امر تا حدودى آرمانى جلوه مىكند. البته به نظر مىرسد كه در عصر غيبت امام معصوم عليه السلام ، مسلمانان نسبت به جهانگرايى اسلامى (اقدام براى گسترش اسلام در جهان) و ايجاد نظمى بينالمللى و انجام مسئوليتهاى آن، نبايد بىتوجه باشند. 3 بر اين اساس، وظيفه مسلمانان در ابتداى