1211. سياست در اصطلاح، مجموعهاى از موازين، اصول و مقررات كلى است كه مراجع داراى صلاحيت قانونى در هر جامعه وضع مىكنند و به عنوان الگو و راهنما، حدود اعمال، اقدامها و تصميمهاى اجرايى آن جامعه را، به منظور رسيدن به اهداف مورد نظر تعيين مىكنند. در واقع سياست، تدابيرى است كه براى رسيدن به اهداف قابل دستيابى در چارچوب اصول اساسى و كلى تدوين مىشود. همچنين مىتوان سياست را، مجموعه تدابيرى دانست كه راهنماى تصميمگيرىهاى اساسى است و تدابيرى كه راهها و خط مشىهاى اساسى رسيدن به اهداف قابل حصول در چارچوب اصول را بيان مىكند. 1
2. دكتر اشتريان معتقد است: «مجموعه اقدامات هدفمند كه با يك بازيگر يا مجموعهاى از بازيگران در برخورد با يك مشكل يا موضوع خاص دنبال مىشود، سياستگذارى ناميده مىشود». 2
3. سياست عمومى، مجموعهاى از تصميمهاى مرتبطى است كه عوامل سياسى آن را اتخاذ مىكنند اين تصميمها در مورد مسائلى نظير انتخاب آرمانها وابزارهاى مناسب براى حصول به آنهاست. 3
4. خط مشى عمومى به مجموعهاى از اقدامهاى پيشنهادى يك شخص، گروه يا دولت اطلاق مىشود كه در محدوده يك قلمرو جغرافيايى با مشكلات و موانع يا فرصتهايى مواجه است. سياست مزبور به منزله تلاشى براى از ميان برداشتن مشكلات يا استفاده بهينه از منابع و رسيدن به اهداف و مقاصد عمومى پيشنهاد و ارائه مىشود.
5. خط مشى عمومى به مجموعههايى از عمليات آگاهانه سازمانهاى عمومى اطلاق مىشود كه براى نيل به يك هدف يا اهدافى معين اجرا مىشوند.