119 نفاق، و ايمان و كفر در او باشد و يكى از اين دو به او نزديكتر از ديگرى باشد و او اهل آن محسوب گردد.
خداوند مىفرمايد: (هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمٰانِ)؛ «... آنان در آن هنگام، به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان...». (آلعمران: 167) از سوى ديگر، شرك بر دو قسم است: خفى و جلى. شرك خفى ممكن است بخشوده شود. ولى شرك جلى جز با توبه آمرزيده نمىشود.
در مورد قَسَم به غير خداوند متعال نيز بايد گفت كه مرتكبِ آن، از اسلام خارج نمىشود؛ هرچند در حديثى از ابن عمر آمده است: « من حلف بغير الله فقد اشرك »؛ «هر كسى به غير خدا سوگند ياد كند، شرك ورزيده است» و در روايتى ديگر آمده: « من حلف بغير الله فقد كفر »؛ «هركس به غير خدا سوگند ياد كند، كفر ورزيده است».
پيشوايان حديث، از مذهب شافعى و مالكى گرفته تا حنبلى و حنفى، اين احاديث را به كفر نعمت و شرك خفى، مانند شرك حاصل از ريا حمل نمودهاند كه از اسلام خارج نيست، و تنها موجب تباهى اعمال مىشود؛ چنانكه اجماع نيز بر آن واقع شده است. حتى شافعىها به كراهتِ تنزيهى آن قائلاند نه كراهت تحريمى. پس نمىتوان گفت سوگندى كه علما در كراهت و حرمت آن اختلافنظر دارند، موجب كفر و خروج از اسلام مىشود.
در مورد نذر براى غير خدا نيز شيخ تقى الدين ابن تيميه و ابن قيم كه در اينباره جزو سختگيرترين علما هستند، تصريح كردهاند كه اداى [چنين نذرى] جايز نيست، و شخص، مرتكب گناه شده ولى از اسلام خارج نمىشود و اگر نذركننده، در عوض نذرى كه كرده به مستمندان صدقه بدهد، نزد خداوند براى او بهتر است. اگر نذر كردن براى غير خدا، موجب كفر مىشد، اين دو عالِم، او را به صدقه فرمان نمىدادند؛ زيرا صدقه از كافر