112 نمىتوانى كافران را هدايت كنى؛ چرا كه آنان مانند مردگانند، و تو خود نمىتوانى مردگان را شنوا سازى؛ زيرا فقط خداست كه آنان را شنوا مىسازد. همين معنا در آيه (إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ)؛ «تو نمىتوانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى؛ ولى خداوند هركس را بخواهد هدايت مىكند». (قصص: 56) وجود دارد.
اشكال: همانگونه كه شنواكننده مردگان، در حقيقت، خداوند متعال است، شنواكننده زندگان نيز كسى جز او نيست؛ چرا كه خداوند متعال، آفريننده همه افعال است كه مذهب حق نيز همين است. پس وجه تمثيل و تشبيه در عدم شنواندن مردگان در آيه براى چيست؟
پاسخ: اولاً، اينكه تنها خداوند شنواكننده مردگان است، بر هيچ كسى حتى افراد عامى پوشيده نيست. اما اينكه خداوند متعال در حقيقت به زندگان مىشنواند، اينگونه نيست؛ چرا كه گمان عمومى بر اين است كه اين گوينده است كه سخن را به گوش مخاطب مىرساند. شنيدن در پى خروج صوت از دهان متكلم است، پس تمثيل و تشبيه به زندگان وجهى ندارد. در تمثيل بايد مورد تمثيل امرى واضح و آشكار باشد؛ در صورتى كه در مورد زندگان همانگونه كه بيان كرديم اين گونه نيست.
ثانياً كافران كه زندهاند، تشبيه آنان به زندگانى كه سخنان پيامبر را نمىشنوند، همانند تشبيه يك چيز به خودش است. همچنان كه شاعر مىگويد:
كأننا و الماء من حولنا
قوم جلوس حولهم ماءٌ
وقتى كه آب پيرامون ما را فرا مىگيرد، مانند قومى هستيم كه آب پيرامونشان را فرا گرفته! وهابيان در پاسخ به حديث اهل قليب [چاه بدر] گفتهاند كه سؤال