624. « لانورث، ماتركناه صدقه» ؛ «چيزى ارث نمىگذاريم، آنچه از ما بماند صدقه است». 1
اينها متون احاديثى است كه محدثان اهل تسنن آنها را نقل كردهاند و خليفه اول، در بازدارى دخت پيامبر(ص) از ارث پدرى به حديث چهارم استناد مىجست. در اين مورد، متن پنجمى نيز هست كه ابوهريره آن را نقل كرده است و چون احاديث وى، معمولاً مورد اعتماد نيست تا آنجا كه ابوبكر جوهرى، مؤلف كتاب السقيفه، درباره اين حديث، به غرابت متن آن اعتراف كرده است 2، از اين جهت از نقل آن خوددارى كرده و به تجزيه و تحليل احاديث چهارگانه مىپردازيم.
درباره حديث نخست مىتوان گفت كه مقصود اين نيست كه پيامبران چيزى از خود به ارث نمىگذارند. بلكه هدف اين است كه شأن پيامبران اين نيست كه عمر خود را در گردآورى سيم و زر، آب و ملك صرف كنند و براى وارثان خود ثروتى بگذارند. يادگارى كه از آنان باقى مىماند طلا و نقره نيست، بلكه همان حكمت و دانش و سنت است و اين مطلب غير اين است كه بگوييم، اگر پيامبرى عمر خود را در راه هدايت و راهنمايى مردم صرف كرد و با كمال زهد و پيراستگى زندگى نمود و پس از درگذشت، به حكم اين كه پيامبران چيزى ارث نمىگذارند، فوراً بايد تركه او را از وارث او گرفت.
و به عبارت روشنتر هدف حديث اين است كه پيامبران و يا وارثان آنان نبايد انتظار داشته باشند كه آنان پس از خود مال و ثروتى به ارث بگذارند؛ زيرا آنان براى اين كار نيامدهاند. بلكه آنها برانگيخته شدهاند تا دين و شريعت و علم و حكمت در ميان مردم اشاعه دهند و آنها را از خود به يادگار بگذارند.
امام صادق(ع) مىفرمايد:« ان العلماء ورثة الانبياء و ذلك ان الانبياء لم يورثوا درهما ولادينارا و انما اورثوا احاديثهم »؛ «دانشمندان وارثان پيامبران مىباشند؛ زيرا پيامبران درهم