61 زكريا وارث همه خاندان يعقوب باشد. بلكه مقصود به قرينه لفظ «من» كه به معنى تبعيض است، اين است كه از بعضى از اين خاندان ارث ببرد نه از همه. در صحت اين مطلب كافى است كه وى از مادر خود و يا فرد ديگر كه از خاندان يعقوب مىباشد، ارث ببرد. حالا مقصود از اين يعقوب كيست؟ آيا همان يعقوببن اسحاق و يا فرد ديگر است؟ فعلاً براى ما مطرح نيست.
فدك صحنه پيكارهاى سياسى
آيات قرآن به روشنى ثابت نمود كه وارثان پيامبران، از آنان ارث مىبرند و «تركه» آنان پس از درگذشتشان به عنوان صدقه در ميان مستمندان تقسيم نمىشود. اكنون وقت آن رسيده است كه متن يا متون رواياتى را كه دانشمندان اهل تسنن آنها را نقل كرده و عمل خليفه را در محروم ساختن دخت پيامبر(ص)، از تركه پدر، از اين طريق توجيه نمودهاند مورد بررسى قرار دهيم.
براى واقع بينى لازم است متون احاديثى را كه در كتابهاى حديث وارد شده است، نقل كنيم سپس در مفاد آنها داورى نماييم:
1. « إنا معاشر الأنبياء لا نورث ذهبا ولا فضة ولا أرضا ولا عقارا ولا دارا لكنما نورث الايمان والحكمة والعلم والسنة» ؛ «ما گروه پيامبران طلا، نقره، زمين وخانه ارث نمىگذاريم. ما ايمان و حكمت و دانش و حديث را ارث مىگذاريم». 1
2. « ان الانبياء لايورثون »؛ «پيامبران چيزى را ارث نمىگذارند، و يا موروث واقع نمىشوند». 2
3. « ان النبي لايورث» ؛ «پيامبر چيزى ارث نمىگذارد، و يا موروث واقع نمىشود». 3