93 با قربانى كردن حيوانى كه به اين منظور، تهيّه كرده يا خواهيد كرد، حقّ سرتراشى و خارج شدن از احرام را نداريد.
بنابراين جمله ( لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ ...) هم مىتواند به معناى «مُحِلّ» نشويد، باشد؛ چرا كه تراشيدن سر از مهمترين اعمالى است كه بدان، فرد «مُحْرِم» از احرام خارج مىشود. ازاينرو تعبير به آن از باب تعبير جزء از كلّ است و هم مىتواند به معناى خودش باشد كه نهى از ديگر محرّمات احرام است كه با مقايسه و از فحوا يا از دليل ديگر فهميده خواهد شد. 1
ولى اين محلى كه آيه مىفرمايد تا قربانى به آنجا نرسد، حقّ سرتراشى و مُحِلّ شدن را نداريد، كجاست؟ محل ممنوعيت است؟ حرم است؟ يا مِنا؟
مالك و شافعى آن را همان موضعى مىدانند كه ممنوعيت حاصل شده است، خواه «حِلّ» و خواه «حَرَم» باشد، كه در اين صورت كلمه «مَحِلّ» را به معناى زمان ذبح يا نحر قربانى تفسير كردهاند كه همان وقت ممنوعيت است، چنانكه پيامبر اكرم بعد از ممنوعيت از رفتن به مكه، در «حديبيّه» حيوانات قربانى را ذبح و با حَلْق رأس، «مُحِلّ» گرديد. ولى اين معنا با كلمه «بلوغ» و «حتّى» در آيه ( حَتّٰى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ ) سازگار نيست.
اما ابوحنيفه آن محل را «حَرَم» مىداند و تا زمانى كه قربانى به آنجا نرسيده است، حجگزار حقّ سرتراشى و خارج شدن از احرام را