143 همانند مردم از مكه به عرفات و از آنجا به مشعر و سپس به مِنا بروند: ( ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ ).
طبق اين تفسير، منظور از «افاضه و حركت» در آيه مورد بحث، حركت از «عرفات» است به سوى «مشعر» و كلمه «ثمّ» نيز يا براى ترتيب ذكرى است؛ يعنى بعد از ذكر «افاضه» از عرفات به سوى مشعر در آيه قبل ( فَإِذٰا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفٰاتٍ ...) مىفهماند كه اين «افاضه» حتماً بايد از عرفات باشد نه از «مشعر». 1
يا «ثم» براى ترتيب رتبى است، چنانكه در مثل اين آيه گفته شده است: ( كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ كَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ )؛ «چنين نيست كه مىپنداريد (آرى)، بهزودى خواهيد دانست. باز چنان نيست كه شما مىپنداريد بهزودى خواهيد دانست». (تكاثر: 4-3) چون مراتب علم بر حسب حال نفس از لحاظ دورى از عوائق، متفاوت است، ازاينرو با كلمه «ثمّ» آورده است 2؛ يا در مثل
«أحسن إلى الناس ثمّ لا تحسن إلى غير كريم» كه چون تفاوت ميان احسان به كريم و غير كريم، وجود دارد و رتبه آنها با هم متفاوت است، از اين جهت كلمه «ثمّ» آورده شده و اين ترتيب و تراخى در رتبه است نه در زمان. در آيه مورد بحث نيز چون حركت به سوى مشعر از ناحيه خود برتربينىهاى قريش (حُمْس) كار نادرستى بوده است. ازاينرو قرآن با كلمه «ثمّ» به نادرستى مرتبه