107 قرآن مىفرمايد: فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخٰالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ . (نور: 63)
ضمير عَنْ أَمْرِهِ به پيامبر(ص) برمىگردد نه به خدا؛ زيرا ماقبل آيه اين است:
لاٰ تَجْعَلُوا دُعٰاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعٰاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللّٰهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوٰاذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخٰالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ... (نور: 63)
فراخواندن پيامبر را ميان خود مانند فراخواندن برخى از شما برخى ديگر را مسازيد. بهراستى خدا كسانى را كه خود را از ميان شما پنهانى و در پناه يكديگر بيرون مىكشند، مىشناسد. پس آنان كه از فرمان او [پيامبر] سرپيچى كنند بايد بترسند...
6. كسانى كه جلوى نگارش نامه را گرفتند، مىدانستند كه پيامبر(ص) چه خواهد نوشت، او مىخواست جانشين خود را معين كند و خليفه جلو آن را گرفت، اتفاقاً خود خليفه بعدها به اين مطلب اعتراف كرد، و ابن ابىالحديد از احمد بن ابىطاهر، مؤلف تاريخ بغداد چنين مىنويسد:
روى ابن عباس2 قال: دخلت على عمر في أوّل خلافته، ثم قال: من أين جئت يا عبدالله؟ قلتُ: من المسجد، قال: كيف خلّفت ابن عمك؟ فظننته يعني عبدالله بن جعفر، قلت: خلّفته يلعب مع أترابه، قال: لم أعْنِ ذلك، إنّما عنيت عظيمكم أهلالبيت، قلت: خلّفته يمتح بالغُرْب على نخيلات من فلان،