457بايد رحمانى بشويد تا رجمتان رجم رحمان و جنود رحمان نسبت به شيطان باشد. 1
«چرا ما به اين ستونهاى سنگى - كه همه ساله آنها را تعمير هم مىكنند تا فرو نريزد - شيطان مىگوييم و چرا به آنها سنگ مىزنيم؟
پاسخ اين است كه اين ستونهاى سنگى تمثيل، نماد و نشانه شيطان است، نه خود شيطان. خداوند از ما خواسته است در دل و انديشه، از شيطان بيزارى بجوييم و اين نيت قلبى را، كه محسوس نيست، با يك عمل محسوس، كه همين سنگ زدن است، به يك ستون، در خارج از قلب و ذهن خود، مجسم و آشكار كنيم 2 ... اما بايد پرسيد كه اين شيطان كه همه از دست او مىنالند و او را لعن و نفرين مىكنند، كيست و چيست؟ اگر همه گرفتارىها و بدبختىهاى انسان ناشى از وجود شيطان لعين و رجيم است، چرا خداوند او را آفريد تا ما را گمراه كند و در دنيا اين همه سياهدلى و تيرهروزى و گناه و گرفتارى ايجاد كند؟
چرا خداوند شيطان را در همان روز خلقت آدم، به جرم نافرمانى به جهنم نفرستاد؟
چرا به او تا قيامت مهلت داد؟
چرا به او اجازه و امكان داد تا بندگان خدا را وسوسه كند و آنها را به دنبال خود بكشاند؟
آيا فلسفه خلقت شيطان و رابطه او با انسان و خدا، امرى قابل فهم است يا اينكه عقل و خرد اين مسئله را بر نمىتابد و درك نمىكند؟
آيا مسئله شيطان، از دايره عقل و عقلانيت بيرون است؟
حقيقت اين است كه شيطان هرچه باشد و هر سرشت و سرگذشتى داشته باشد، در