446حق، حريم قائل شود و در نتيجه به آن، شعور پيدا كند. اين است كه بعد از عرفات، انسان به حُرمات شعور پيدا مىكند و به مشعرالحرام مىرسد. مشعر، تنها نيست تا بگوييم مگر شعور بعد از عرفات است، بلكه مشعرالحرام است و در روايات آمده است: «همه اعضاء و جوارح انسان، هر كدام شعور به حرام پيدا مىكنند». دست مىداند چه كرده، چشم مىفهمد چه كرده، و همچنين گوش و ساير اعضا مىفهمند چه كردهاند. يعنى انسان در آن فضا به گناهان و تقصيرهاى خودش و به شكستن حريمها واقف مىشود و با معرفت يافتن به حق، حق براى او حريم پيدا مىكند.
قبل از اين معرفت، خدا براى ما حريم نداشت. حمى و قرقگاه نداشت. اين است كه ما همه جا مىرويم و هر كارى مىكنيم و حريمى و حرمتى قائل نيستيم و هيچ محاسبهاى نمىكنيم. آنگاه كه به خودمان، اعمال و حالاتمان معرفت پيدا مىكنيم، حريم را مىفهميم. اين تعظيم حريم موجب مىشود شعور به حرمات در انسان زنده شود». 1
به تعبير مرحوم آيتالله طالقانى:
اينجا مشعرالحرام است. اين جمعيت كه به اسم و رسم يكديگر آشنا نيستند، در اينجا بايد شعور به احترام و مسئوليت عمومى در آنها بيدار شود. چنانكه شعور به حفظ بدن و جلب لذات و منافع فردى، پيوسته بر انسان حاكم است، نوعى شعور فطرى براى حفظ منافع و مصالح اجتماع و از ميان بردن ضررها و مفاسد عمومى نيز در ذات انسان است. زمانىكه اين شعور در افراد و مللى بيدار مىگردد، از تمام مصالح و منافع شخصى بلكه از جان خود مىگذرند! و همين موجب نجات ملتى مىشود كه در مسير سقوط است. پيدا شدن اين شعور در افرادى اگرچه اندك باشند، موانع را از سر راه اجتماع بر مىدارد و آن اجتماع را براى پشت سر نهادن مشكلات و رسيدن به هدف، به راه