447 مىاندازد و زندگى نوينى به جامعه مىدهد. اگر محيطهاى مساعدى براى تربيت و بيدارى اين غريزه اجتماعى فراهم نشود كم كم شعور به حفظ منافع و لذات فردى، آن غريزه اجتماعى را خاموش مىكند و يكسره از كار مىاندازد.
مردمى كه از نژادها و طبقات مختلف، در اين فضاى محدود با هم آميخته و مخلوط شدهاند، همان بيدارى شعور به مسئوليت و حفظ حريم است كه آنها را كنترل كرده است كه نه تنها اجتماعات ديگر دنيا نسبت به هم نيت بد و زبان زشت ندارند، بلكه حسّ تعاون و گذشت در آنها محسوس است. اين همان شعور به وحدت مسئوليت اجتماعى است كه بايد از اينجا (مشعرالحرام) شروع شود... . 1
نكته ديگر در اينباره اوهام مختلف شيطانى است كه مردم را به عقب مىكشند. بتهايى كه به صورتهاى گوناگون در سر راه كمال انسان قرار مىگيرند و موانع رسيدن به حق هستند. در مبارزه با اين موانع، پيروزى و يا شهادت، هر دو براى كمال فردى و اجتماعى، فتح است. اگر تمام همتها و قدرتهاى مردمان همفكر و خداپرستى كه به معارف حقه (عرفات) آشنا شدهاند و داراى شعور و مسئوليت اجتماعى (مشعرالحرام) گرديدهاند، براى طرد شيطانها و از ميان بردن بتها متمركز شوند - گرچه با انداختن چند سنگريزه باشد - همه شيطانها عقبنشينى مىكنند و همه بتها از جبروت خود فرو مىافتند. 2...
«بارى جستوجو در خاكهاى مشعر براى پر كردن يك كيسه از سنگريزههايى كه مىخواهد به شيطان بزند، نماز، دعا، مناجات شبانه و ياد خدا، در انسان نوعى آگاهى و خودآگاهى ايجاد مىكند تا دوست و دشمن خود را بشناسد. همچنين بايد دانست كه