438هر كه عزت شب شناخت، عالِم است، و هر كه قيمت شبخيزان ندانست ظالم است... . 1
شب به حضرت عزت بناليد، كه الهى! اگر روز بنده رومى درگاه است، شب نيز غلام حبشى بارگاه است. به جاه نبى قريشى، كه اين حبشى شب را به رومى روز، فيروز گردان.
بارى عزّ اسمه خطاب كرد كه اى روز، بعد از اين، بر شب شكسته دل، مفاخرت منماى، كه شب پرده عصمت است و جذبه رحمت است. شب باغ يقين است و چمن «
انّ المتّقين » است. شب پناه انبيا است و گريزگاه اوليا، شب، سجدهگاه عبّاد است و خلوتگاه زهّاد. شب خزينه اسرار است و سفينه 2 ابرار است. شب خوان احسان برّ است و سرمه روشنايى چشم سرّ». 3
بارى شب مشعر نيز، يكى از اين شبهاست، البته از جهت مكانى و زمانى نسبت به شبهاى ديگر برترى دارد.
«شبى كه در تمام عمر انسان، نظير و بديل ندارد. شبى تاريك، اما براى زندهدلان، از هر روز روشنى، روشنتر است! شبى كه در آن نسيم رحمت مىوزد و باران مغفرت مىبارد. شبى كه درهاى الطاف و عنايات بىدريغ خدا، به روى بندگان باز است. شب عيد و عفو عمومى حضرت معبود است. مشعرالحرام است و مكان پذيرايى خاص ملكالعرش. پس بايد همه لحظههاى آن را غنيمت شمرد». 4
از امام صادق(ع) نقل شده است:
اگر بتوانى، امشب را احيا كنى و شب زندهدارى بنمايى، چنين كن؛ زيرا به