414 شده است كه جايگاهى براى عشق به ديگرى در آن يافت نمىشود.
چنين دعايى، سزاست كه مغز همه عبادات باشد؛ زيرا خود عبادتى صرف است كه هيچ مجالى براى ظهور غيرمعبود در آن نيست و جز معبود در آن طلب نمىشود و مقصودى جز شناخت معبود به خود معبود - و نه با چيز ديگرى همچون آيات آفاقى يا انفسى - در آن نيست. امام حسين(ع) در اين فرازها بهوسيله خدا بر خدا استدلال مىكند و او را از ذات آشكارش مىشناسد و حكم مىكند به اينكه ظهورى براى غير حق تعالى نيست تا آشكاركننده خداوند باشد.
خلاصه آنكه اين دعا برهان صديقين را به حكماى متألّه اسلامى تعليم مىدهد و عرفا را به شهود تشويق مىكند، متعبدان را هشدار مىدهد و سالكان را بيدار مىكند تا در وادى ايمن دوست قدم بگذارند و راهى را بپيمايند كه عين هدف است؛ زيرا از خدا به خدا رسيدن، يعنى از مقصد به مقصود نائل آمدن.
بىگمان به چنين وصال و شهودى، ديگران نيز همانند اهل بيت: مىتوانند راه يابند، گرچه هركسى راهى ويژه براى رسيدن به او دارد كه متفاوت از ديگران است». 1
7. عرفات، سرزمين اميد و گمان نيك به خدا
در اين سرزمين، قرار است بدون حساب عطا كنند، به آسانى دعاها را مستجاب كنند. تنها كافى است، دريچه دلت را بهسوى آن همه موهبت سيلآسا بگشايى تا دلت را در خود غرق كند. اما چگونه دريچه دل در اين روز گشوده مىشود؟ با اميد و گمان نيك به خدا.
بايد در اين روز و در اين سرزمين، به خدا گمان نيك داشت، و باور نمود كه او