415 آنگاه كه بندگانش را به صورت سيلآسا به بهانه «وقوف» در اين دشت گسترده مىكشاند، به قصد پذيرايى از آنان است. چگونه مىتوان باور كرد كه ميزبانى چون او، آن همه مهمان را بر سر سفره گسترده و بىپايانش فرا مىخواند، و بدون پذيرايى، آنها را به سرزمينى ديگر مىراند؟ تنها بهانهاى كافى است؛ دلى اميدوار به كرم او و قلبى سرشار از خوشگمانى به لطف او.
رسول گرامى اسلام(ص) فرمود:
خداوند در روز قيامت، دستور مىدهد بندهاى را به دوزخ برند. اما اين بنده پيش از ورود به دوزخ، اندكى توقف مىكند و مىايستد. خداوند به او مىفرمايد: «چرا به دوزخ نمىروى؟» بنده مىگويد: «پروردگارا من درباره تو چنين گمانى نداشتم». خداوند مىفرمايد: «تو چه گمانى درباره من داشتى؟» عرض مىكند: «گمان من به تو اين بود كه گناهانم را مىبخشى و مرا به بهشت مىبرى». پس خداوند مىفرمايد: «اى فرشتگان من به عزت و جلال و بزرگى خودم سوگند مىخورم كه گرچه بنده من هرگز [در دلش] در اين لحظه گمان نيك به من نداشت، اين دروغ او را [درباره خوشگمانى به من] بپذيريد و او را داخل بهشت كنيد». آنگاه رسول خدا(ص) افزود: «هيچ بندهاى به خدايش گمان نيك نمىورزد، مگر آنكه خداوند براساس گمان نيكش با او رفتار مىكند». 1
در روايتى ديگر از رسول خدا (ص) مىخوانيم:
اعظَمُ النّاسِ جُرماً مِن اهلِ عَرفاتٍ الَّذِي يَنصَرِفُ مِن عَرفاتٍ وَ هُوَ يَظُنُّ انَّهُ لَم يُغفَرْ لَهُ يَعنِي الَّذِي يَقنَطُ مِن رَحمَةِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ. 2
بزرگترين گناه شخصى كه در عرفات حاضر شد اين است، كه او از