413 دليلى كه به تو رهنمون شود، نيازمند گردى؟ و كى از ما دور شدى تا آثار، ما را به تو برساند؟ كور است ديدهاى كه تو را مراقب خود نمىبيند! و در زيان است سوداگرى بندهاى كه بهرهاى از عشق تو در آن نيست! خدايا فرمان رجوع و توجه به آثار را دادى، تو خود به پوشش نورها و به راهنمايى مشاهده و استبصار مرا بهسوى خويش بازگردان تا از طريق آنها به تو بازگردم، چنانكه از طريق آنها به كوى تو داخل شدم، درحالىكه ضميرم از نظر به آثار مصون، و همتم از اتكاى بر اين آثار، بالاتر شد كه تو بر هر چيز توانايى.
امام حسين(ع) در اين فرازها به خداوند عرض مىكند:
خدايا! گرچه در قرآن فرمودى كه سراسر عالم نشانههاى توحيد است، ولى مرا به نشانهها ارجاع نده؛ زيرا اگر مرا به نشانهها و آثار آفاقى يا انفسى ارجاع دهى، تا از نشانهها به صاحب نشان برسيم، مسير، بس طولانى مىشود. من از تو مىخواهم كه خودت را به من نشان دهى، كه اين نشانهها توان آنكه تو را بهطور كامل نشان دهند، ندارند. خدايا! تو كه نُورُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ؛ (نور: 35)، هستى و از هر نشانهاى آشكارتر و به من نزديكترى، چرا مرا به نشانهها ارجاع مىدهى، پروردگارا! كى غايب شدى تا من براى اثبات وجود تو استدلال كنم؟ استدلال براى پى بردن از نشانه به غايب است. تو كه خود فرمودى: أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (فصلت:53)، پس نيازى به دليل و برهان ندارى تا من از آيات و نشانهها به تو پى ببرم. پس خودت را آنچنان به من بنما كه بىواسطه و با شهود قلبى، تو را ببينم.
اين بيانات نورانى و عميق، سخن كسى است كه پروردگارش شراب طهور به او نوشانيده و ضميرش از نظر به غيرساقى، پاك گشته، و قلب او چنان شيفته حب ساقى