401
اى خُنك چشمى كه آن گريان اوست
وى همايون دل كه آن بريان اوست
آخر هر گريه آخر خندهاى است
مرد آخر بين مبارك بندهاى است 1
زارى و گريه، قوى سرمايهاى است
رحمت كلى، قوىتر دايهاى است
دايه و مادر، بهانه جو بوَد
تا كه كى آن طفل او گريان شود
طفل حاجات شما را آفريد
تا بناليد و شود شيرش پديد
گفت: «اُدعُوالله»، بىزارى مباش
تا بجوشد شيرهاى مهرهاش 2
تا نگريد ابر، كى خندد چمن؟
تا نگريد طفل، كى جوشد لبن؟
طفل يك روزه همىداند طريق
كه بگريم تا رسد دايه شفيق
تو نمىدانى كه دايه دايگان
كم دهد بىگريه شير، او رايگان؟
گفت: «فَليبكُوا كثيراً» گوش دار
تا بريزد شير فضل كردگار 3
6. عرفات، سرزمين دعا
الف) اهميت دعا
«انسان و خداوند با هم ارتباطى دو سويه دارند. خداوند از راه وحى، الهام، اشراق و افاضات ديگر با انسان رابطه برقرار مىكند؛ انسان نيز؛ از راه نيايش و دعا، به او، نزديك مىشود. دعا نتيجه وجه رحمانيت خداوند است و تنها از اين وجه است كه بنده مىتواند به او تقرب جويد، وگرنه ميان خالق و مخلوق، هيچگونه سنخيتى نيست كه بنده به او نزديك شود. وجه فاطريت، خالقيت، قهاريت و ديگر وجوه جلاليه خداوندى، امكان قرب به ساحت اقدس او را نمىدهد. فقط از وجه رحمانيت است كه خداوند عروةالوثقاى نيايش و دعا را به دست بشر مىسپارد تا به آن متصل شود و به بارگاه