382 مرا از عاريهگيران ايمان قرار مده! و مرا از حد تقصير بيرون نبر». حد تقصير اين است كه انسان با تمام سعى و كوشش، خود را مقصر بداند و خيال نكند كه تكليفش را تمام انجام دادهاست با چنين تقصيرى انسان از حال احرام خارج مىشود. 1
امام باقر(ع) به جابر گفت: «
لا أخْرَجَكَ اللهُ مِنَ النَّقْصِ وَ [لا] التَّقْصِيرِ » 2؛ «خدا تو را از كاستى و تقصير، بيرون نبرد».
فضل بن يونس از ابوالحسن(ع) مىگويد:
ايشان فرمودند: «بسيار بگو كه: بارخدايا مرا از عاريهگيران (ايمان) قرار مده و از مقصرشناسان خود بيرون ميار. گويد: گفتم: عاريهگيران ايمان را دانستم، آن مردى است كه دين را به عاريه داد و سپس از آن بيرون مىرود و آن را واگذارد؛ معنى اينكه مرا از حد تقصير بيرون مبر و از مقصرشناسان خود خارج مكن چيست؟ فرمود: هركارى را كه براى خداى عزوجل كنى، خود را در انجام آن، مقصر دان؛ زيرا همه مردم در كردار ميان خودشان و خدا مقصرند جز كسى كه خداى عزوجل او را نگه دارد. 3
امام كاظم(ع) به يكى از فرزندانش فرمود:
يا بُنيَّ! عليكَ بِالجِدِّ، لا تُخرِجَنَّ نَفسَكَ مِن حَدِّ التَّقصيرِ في عِبادَةِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ طاعَتِه، فَاِنَّ اللهَ لا يُعبَدُ حَقَّ عِبادَته. 4
پسرم، بر تو باد به كوشش كردن، مبادا خود را در عبادت و طاعت خدا بىتقصير دانى؛ زيرا خداوند چنانچه شايسته اوست، پرستش نشود.
در حكايت است كه مردى در بنىاسرائيل چهل سال خدا را عبادت كرد و سپس يك