367 زاهدان براى تزكيه درون با سرشك ندامت. براى سعى در طلب معامله آخرت و طمع جزا و ثواب است.
شيخ ابوعبدالرحمان سلمى (رحمهاللهعليه) مىگويد:
از منصور بن عبدالله شنيدم كه او نيز از ابالقاسم و او نيز از اباجعفر و او نيز از على بن موسى الرضا(ع) و او نيز از قول پدرش از [حضرت] جعفر [صادق(ع)] نقل مىكند كه: «صفا، روح است به دليل صفاى از پستى مخالفتها، و مروه، نفس است به دليل استعمال بنده در قيام به خدمت مولاى خود».
همچنين گفتهاند كه چيزى از شعائر حج، بر آن كسى كه با صعود به صفا، درون خود را براى خداوند پاك نسازد و به صفات او تخلق نيابد، آشكار نمىگردد و صفا موضع ارتباط با حق است. هركس در اين موضع ارتباط، تجرد نيابد، بر تضييع وقت و سعىاش در حج، يقين داشته باشد. 1
بر وجود قلب، اشارت آن صفاست
نفس را هم «مروه» گر دانى بجاست
از «شعائر» يعنى از اعلام دين
وز مناسكهاى قلبى كاليقين
يا توكل يا كه اخلاص و رضا
رفتهرفته تا شود حاصل فنا
و آن شعارالله بوَد بهر بدن
چون صلات و صوم از طاعات تن
حج بيت آمد وصول مستدام
بر مقام وحدت ذاتى تمام
يعنى اندر ذات حق فانى شدن
رَستن از امكان و ربانى شدن
عُمره يعنى در زيارت گشت مات
حضرت او را به توحيد صفات
و اندر انوار جمال و هم جلال
فانى آمد سالك اندر اشتغال
پس حَرَج نَبوَد مر او را كز خضوع
سوى قلب و نفس فرمايد رجوع