365 براى او ترجيح پيدا مىكند. در واقع سعى ميان صفا و مروه، تردد ميان مغفرت و عذاب است. 1
رشيدالدين ميبدى مىنويسد:
چون سعى كند، قصد وى به قومى بيچارگان ماند كه به درگاه ملوك شوند، نيازى را و حاجتى را كه دارند و گرد سراى مَلِك مىگردند و اندر درِ سراى، تردد مىكنند و كسى را مىجويند كه از بهر ايشان شفاعت كند و اميد مىدارند كه مگر ناگاه خود چشم مَلِك بر ايشان افتد و ببخشايد و كار ايشان يكسره شود. 2
در تفسير بيان السعادۀ آمده است:
سعى، كنايه از لزوم تردد و رفت و آمد انسان در حالت اضطراب بين صفاى نفس انسانى و مروه نفس حيوانى است. زيرا انسان به وسيله تردد بين آن دو و گذراندن حاجت و نياز آن دو قوه، در اين بنيان باقى مىماند و با اين بقاء، كامل مىشود در ذرات و صفات و پيروى از خدا و با اين كاملشدن استحقاق حضور در نزد رحمان و دوستى و امامت را پيدا مىكند. پس چنانچه صفا و مروه و سعى بين آن دو از مناسك حج است، صفا و مروه نفسانى و تردد مضطربانه بين آن دو نيز به جهت اصلاحى حال آن دو و برآوردن حاجت آنان است. 3
8. «سعى» و تلاش براى رسيدن به كمال و تهذيب نفس و تصفيه جان
بدون سعى و تلاش نمىتوان نفس را تهذيب كرد و جان را تصفيه نمود. سعى بين صفا و مروه اين حقيقت را به ياد مىآورد كه تا سعى و تلاش نباشد، نمىتوان جانى