364 پروردگارش اميدوار است؟ بگو، آيا كسانى كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند، يكساناند؟
عزالدين محمود كاشانى مىنويسد:
و خوف و رجا به مثابت دو قدمند. سالكان طريق را كه بدان، قطع منازل و مراحل كنند، گاهى به قدم خوف، از مهالك وقوف و سكون فترت مىگذرند، و گاهى به قدم رجا از ورطات 1 يأس و قنوط، راه بدر مىبرند. 2
حاتم اصم نيز گفته است:
سزاوار است كه انسان، فريفتۀ وضع خوب و مكان نيك و شايستهاى نشود؛ زيرا مكانى برتر و صالحتر از بهشت نيست. بهشتى كه آدم در آن دچار آن چيزى شده كه ديد [و از آن به بيرون رانده شد] و نبايد آدمى به فراوانى عبادت فريفته گردد، چون هيچ عبادتى بيشتر از عبادت ابليس نبود، و او ديد آنچه را كه ديد و سزاوار نيست كه به زيادى دانش فريفته گردد؛ چراكه هيچ دانشى بيشتر از دانش بلعم بن باعورا نيست؛ او اسم اعظم را نيك مىدانست و او نيز دچار آن چيزى شده كه شد و شايسته نيست كه با ديدن افراد نيك، مغرور شود؛ چرا كه هيچكس صالحتر از حضرت مصطفى(ص) نبود، با اين حال، نزديكان و دشمنانش از ديدار او طرفى نبستند، و نتيجهاى به حالشان نداشت. پس بپرهيز! بپرهيز! كه كار بسى دشوار است و خداوند بسى بينا است. 3
همچنين سعى ميان صفا و مروه، تردد ميان دو كفه ميزان در عرصه قيامت است. صفا تمثل كفه حسنات و مروه تمثل كفه سيئات است. تردد به اين معنا كه انسان نمىداند در قيامت چه عاقبتى در انتظار اوست و كدام كفه