357«بزرگى گفته است كه حرفهاى داشتم كه از آن راضى بودم. در ترك اين حرفه ترديد داشتم و در صدد بودم آن را وانهم و با توكل بر خدا روزى خويش بجويم. روزى در گوش خود نجوايى شنيدم كه گفت: «من رزق را از طريق بندگانم به تو مىرسانم و بىحرفه و تنها با توكل، منتظر رزق مباش». 1
بارى هاجر، مادر اسماعيل، مادر پيامبر خدا و همسر پيامبر خداست. همچنين زنى كه خداوند به او توجه كرده است؛ بنابراين مىتوانست به خدا توكل كند و با دعا كردن از خدا آب طلب كند، اما او دعا و توكل را جانشين سعى نكرد، و بارها با رفت و برگشت بين دو كوه سعى نمود تا سرانجام چشمهاى گوارا به پاداش سعى او از دل كوير جوشيد و طعم شيرين «سعى» را به كامش چشانيد.
هاجر(س) به فرمان او، دست روى دست نمىگذارد، با توكل و پيروى از عقلى كه هديه اوست در جستوجوى آب سعى مىكند. اگر توكل و عشق و ايمانش نبود، اگر تنها عقل و حسابگرى بود، در اين بيابان تنها مىماند، اما بىشك، ايمان و توكل داشت كه آب را خواهد يافت. شايد اگر دعا مىكرد، همچون مريم(س) مائده و آبى از بهشت برايش مىرسيد، اما چنين نكرد؛ زيرا به مقامى بالا و دركى عميق رسيده بود. در عين احساس فقر مطلق در برابر حضرت احديت، حتى از او هم چيزى نخواست، و مصلحت خويش را به او واگذارد. با اين باور كه او، بهتر مصلحت بندهاش را مىداند. در واقع هاجر به خود و فرزندش نمىانديشد، بلكه به انسانهايى مىانديشد كه بايد از چنين آبى سيراب شوند. او به زمزم مىانديشيد كه نشانه لطف الهى به او و فرزندش و هديهاى براى بشريت است. 2
به تعبير استاد صفايى حائرى: