320راز اين مطلب اين است كه كسى كه نص صريح پيامبر اكرم(ص) درباره جانشينى اماممعصوم(ع) را از روى علم و عمد ناديده بگيرد و انكار كند و به ولايت آنان معتقد نباشد، حقيقت او حقيقت انسان نيست. آنان كه از روى علم و عمد، احكامشان را از غير اهلبيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) فراگرفتهاند، گرچه ممكن است براى خدا و نيز با مال حلال به مكه بروند و مناسك حج و زيارت را هم به ظاهر انجام دهند، ولى چون به ولايت تكوينى و تشريعى عترت طاهرين ايمان ندارند، باطنشان حيوانى است. در نتيجه عبادات آنها پذيرفته نمىشود. نكته درخور توجه در اينجا اين است كه كسانى كه اخلاقى را در حد ملكات فاضله يا رذيله تبيين مىكردند، توان تحليل مسئله تجسم و تجسد انسان به صورت ملكات نفسانى و حشر برخى انسانها به صورت حيوان را نداشتند. آنان گرچه اينگونه حقايق را از روى تعبد مىپذيرفتند و نقل هم مىكردند، ولى راهى علمى براى اثبات آن نمىيافتند. اما براساس مبانى حكمت متعاليه، به خوبى مىتوان مضمون اينگونه روايات را از راههاى علمى تحليل و اثبات كرد كه چگونه يك شخص به صورت انسان، اما به سيرت حيوان است؟ يعنى در عين حال كه انسان بوده، حيوان شده است. از آن جهت كه اعمال او فاقد سرّ است، قهراً انسانيت را هم از دست داده است؛ زيرا سرّ عبادات، تربيتكننده و انسانساز است، و اگر كسى به سرّ عبادات راه نيافت سيرت او انسانى نخواهد بود». 1
آرى بدون آگاهى به مقام ولايت و پيروى از او و سرسپردن به اين آستان، كار انسان به آنجا خواهد كشيد كه امام باقر(ع) ترسيم فرمود:
اتَرى هؤلاءِ الَّذينَ يُلَبُّون، وَ اللهِ لاَصْواتُهُمْ ابْغَضُ الَى اللهِ مِنْ اصْواتِ الْحَمير. 2