140آشكار مىشود؛ زيرا انزال، در اينگونه موارد، به معناى تنزل و تجلّى است نه تجافى، همانند فرو فرستادن باران از آسمان به زمين؛ زيرا هر قطره باران كه بر زمين فرو مىبارد، جايگاه آسمانى خود را ترك كرده و به جايى ديگر منتقل مىشود. بنابراين، هر آنچه در جهان مادّه موجود است، اصلى دارد كه نزد خداوند محفوظ است و از آن اصل فرو فرستاده مىشود و آنچه فرو فرستاده شده، نشانه و آينه خداست [...] بر اين اساس و به عقيدۀ برخى، كعبه، از بيتالمعمور تنزل يافته و بيتالمعمور نيز از عرش متنزل شده است». 1
«علاوه بر آن، با عنايت به روايتى كه نماز را معراج مؤمن مىخواند، مىتوان گفت كه نمازگزارى كه كعبه را قبله قرار مىدهد، با نماد عرش در زمين، رابطه برقرار نموده است؛ چنانكه اصولاً اگر انسان به ايمانى دست يابد كه بتوان او را مؤمن خواند، به مقامى رسيده است كه قلب او، خود، «عرش الهى» است: «
قَلْبُ المُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمن ». 2
امام سجاد(ع) مىفرمايد:
انَّ فِي الْعَرْشِ تِمثالُ جَميعِ ما خَلَقَ اللهُ مِنَ البَرِّ وَالْبَحْرِ وَ هذا تَأْويلُ قَولِه: (وَ إِنْ مِنْ شَيءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ) 3. 4
صورت مثالى هر آنچه مخلوق خداست در خشكى و دريا، در عرش وجود دارد و اين است تأويل قول خداوند: «و هيچ چيز نيست مگر آنكه خزائن آن نزد ماست».
بنابراين، كعبه، نماد و وجه تنزليافته عرش در زمين خواهد بود. 5