138 جهان ديگر است. با اين حساب است كه قرآن، همهچيز، حتى اشيايى نظير سنگ و آهن را «نازلشده» تلقى مىكند. ( وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ ) [و آهن را نازل نموديم (حديد: 25)]. بديهى است كه منظور، اين نيست كه همه اشيا و از جمله، آهن را از مكانى به مكانى ديگر انتقال دادهايم، بلكه مقصود اين است كه آنچه در اين جهان است «حقيقت» و «اصل» و «كُنه» آن، در جهانى ديگر است كه غيب است و «رقيقه»اش، «ظلّ» و «سايه»اش، مرتبۀ تنزليافتهاش، در اين جهان است. 1
چرخ با اين اختران، نغز و خوش و زيباستى
صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت بر رود بالا، همان با اصل خود يكتاستى اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهرى .گر ابو نصرستى و گر بوعلى سيناستى 2علامه طباطبايى(رحمة الله) مىگويد: امورى كه در اين عالم و در چهارديوارى زمان قرار دارند، قبل از اينكه موجود شوند، نزد خدا ثابت بوده و در خزينههاى غيب او، داراى نوعى ثبوت مبهم و غير مقدَّر [اندازهگيرىنشده] بودهاند؛ اگرچه ما نتوانيم به كيفيت ثبوت آنها احاطه پيدا كنيم. ممكن هم هست چيزهاى ديگرى نيز در آن عالَم ذخيره و نهفته باشد كه از جنس موجودات زمانى نبوده باشند. بنابراين، بايد گفت: خزينههاى غيب خدا مشتمل است بر دو نوع غيب: يكى غيبهايى كه پا به عرصه شهود هم گذاشتهاند [و در اين جهان ظاهر شدهاند]؛ و ديگرى غيبهايى كه از مرحله شهادت خارجند و ما آنها را غيب مطلق مىناميم. البته آن غيبهايى هم كه پا به عرصه وجود و شهود و عالم