72است؟» رسول خدا(ص) از او روى گردانيد. آنگاه دومى برخاست و همان گفتهها را تكرار كرد. اما رسول خدا به او هم توجهى نكرد. صحابى سوم نيز برخاست و همان سخنان را گفت. اما پيامبر از او هم روى گرداند. صحابى چهارم هم برخاست و گفتههاى آن سه تن را تكرار كرد. رسول خدا(ص) درحالىكه خشم از چهرهاش هويدا بود، رو به آنان كرد و فرمود: «از على چه مىخواهيد؟ از على چه مىخواهيد؟ از على چه مىخواهيد؟ على از من است و من از على، و او پس از من، ولى همه مؤمنان است». 1
نسائى 2، ابويعلى 3، ابنحبان 4 و... هم اين روايت را نقل كردهاند. ترمذى مىگويد: «اين حديث، حَسَن و ناآشناست و تنها به واسطه حديث جعفر بن سليمان، آن را مىشناسيم» 5. البانى در شرح اين حديث مىنويسد:
[جعفر بن سليمان] از رجال مسلم، و همانند ساير رجال وى، ثقه و مورد اطمينان است. ازاينرو حاكم مىگويد: «اين حديث براساس شرايط مورد نظر مسلم، صحيح است». ذهبى نيز ديدگاه حاكم را درباره اين حديث پذيرفته است». 6
ابن حجر نيز حديث مذكور را قوى دانسته است. 7 احمد به نقل از بريده مىنويسد:
رسول خدا(ص) دو سپاه را به سوى يمن گسيل داشت. على(ع) را به فرماندهى يكى از آنها، و خالد بن وليد را به فرماندهى سپاه ديگر منصوب كرد و فرمود: «اگر دو