71دانست. اين امر نشان مىدهد كه حديث غدير، در بردارنده موضوعى است كه باور آن آسان نيست و روشن است كه تأكيد صرف بر يارى على(ع)، به هيچ رو شگفتآور نيست، بلكه عظمت و اهميت ولايتى همسان با ولايت پيامبر(ص)، به معناى اولويت و امامت عامه، مىتواند باعث شگفتى انسان شود.
د) در روايت پايانى كه بيان شد، گروهى از انصار اينگونه به امام على(ع) سلام كردند: «اى مولاى ما! سلام بر تو». امام(ع) از اين فرصت استفاده كرد تا مردم را از معناى ولايت در حديث غدير، آگاه سازد. بنابراين پرسيد كه چگونه ممكن است مولاى آنها باشد و حال آنكه آنان عرباند و امام نمىتواند مولاى اعراب باشد؛ بدين معنا كه رهبرى و فرماندهى آنان را بر عهده گيرد. انصار نيز در پاسخ، مولا بودن امام(ع) را به استناد حديث غدير دانستند.
از داستان مذكور روشن مىشود كه صحابه، ولايت را به مفهوم اولويت اراده مولا بر اراده مردم در تصرف امور آنان مىدانند و اين همان معناى امامت اسلامى عامه است.
4. على(ع) ولى همه مؤمنان پس از پيامبر(ص)
ترمذى به نقل از عمران بن حصين مىنويسد:
رسول خدا(ص) سپاهى را گسيل داشت و على بن ابىطالب را به فرماندهى آن برگزيد. على، سريه را فرماندهى كرد و [پس از پيروزى] كنيزى را به همسرى خود در آورد. افراد سپاه، اين كار على را زشت شمردند و چهار تن از اصحاب رسولخدا(ص) همپيمان شدند كه پس از ملاقات با رسول خدا(ص)، وى را از كار على آگاه كنند. مسلمانان هنگام بازگشت از سفر، ابتدا براى اداى احترام نزد رسولخدا(ص) مىرفتند و آنگاه به خانههاى خود باز مىگشتند. چهار نفر مذكور پس از بازگشت از سريه، به پيامبر(ص) سلام كردند و يكى از آنان برخاست و گفت: «اى رسولخدا! نمىبينيد كه على بن ابىطالب، فلان كار و فلان كار را انجام داده