84
قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ»
آن هنگام كه خداوند ابراهيم عليه السلام را با امتحانهاى گوناگونى بيازمود و او آنها را به پايان رساند، خداوند فرمود: من تو را پيشوا براى مردم قرار مىدهم. و او گفت: آيا خاندان من و نسل من نيز چنين خواهند بود؟ خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمىرسد.
از اين آيه، شش نكته در خصوص امامت به دست مىآيد:
اوّلين نكته، رابطۀ امامت و نبوت است. ملاحظه مىشود كه اهل سنت در تعريف خود، امامت را يك امر كاملاً انسانى و غير الهى تلقى كردهاند. امّا در آيه ديده مىشود خداوند ابراهيم عليه السلام را - كه نبوتش تشريعى بوده است نه تبليغى كه صرفاً به گزارش پيام ديگر پيامبران بپردازد - به منصب امامت، يعنى تصرف در امور زندگى مردم و ادارۀ امور آنان و پيشوايى دين و دنيايشان مىگمارد. بر اين اساس، امامت و نبوت با هم ارتباط دارند. گاهى، اين دو منصب، در يك فرد جمع مىشود، همانگونه كه درباره ابراهيم عليه السلام چنين شد. گاهى نيز نبوت و امامت در دست دو شخص، اما در يك راستاست؛ براى مثال شيعيان درباره امام على عليه السلام و پيامبر (ص) معتقدند كه پيامبر داراى مقام امامت و نبوت بودهاند، اما امام على عليه السلام مقام نبوت نداشته و دريافتكنندۀ وحى نبوده است.
دومين نكتهاى كه از اين آيه دربارۀ امامت فهميده مىشود، آن است كه نصب و انتخاب امام، الهى است. در اين خصوص ميان انديشۀ مكتب خلفا با مكتب اهلبيت تفاوت بنيادين است. همانگونه كه پيشتر اشاره شد، امامت امرى نيست كه انتصاب آن انسانى باشد، بلكه نياز به فرمان و تعيين الهى دارد. خداوند مىفرمايد: إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً. در اين آيه،