85در بيان انتصاب امامت، هم از جمله اسميه استفاده شده كه دلالت بر ثبوت و دوام دارد، هم اسم فاعل به كار رفته است. اگر گفته مىشد: «اِنِّى اجعَلُكَ» يا «انّى جعلتُكَ» متفاوت بود، چون جاعل اسم فاعل است و اسم فاعل در مقايسه با فعل دلالت بر دوام، ثبوت و استمرار دارد و پايدارى آن، از فعل بيشتر است. اين نكته نشان مىدهد كه خداوند - و نه مردم - بايد كسى را براى امامت برگزيند و در واقع، علت آن احتمال خطا در انتخاب افراد است. تفاوت انتخاب بشرى با تعيين الهى در همين است.
سومين نكته اين است كه امام عليه السلام بايد ويژگىها و شرايطى داشته باشد. اينگونه نيست كه خداوند هركسى را بدون داشتن اين ويژگىها انتخاب كند؛ زيرا در ادامه آيه مىفرمايد: پس از اينكه ابراهيم امتحانها را پشت سر گذاشت و ظرفيت و شرايط و توانمندى خود را آشكار نمود، خداوند به او حكم امامت داد. اينگونه نيست كه اگر خليفه با زور بر جامعۀ مسلمانان چيره شد، مشروعيت يابد. 1بلكه جانشينان پيامبر (ص) بايد واجد شرايط باشند. براى نمونه، گاهى يكى از امامان چندين فرزند