60نيست كه انتخاب خليفۀ اوّل و دوّم و سوم براساس استنادهايى باشد كه پيامبر (ص) در خطبهاى يا حديثى جانشين خود را تعيين كرده باشد؛ برخلاف ائمۀ ما كه اين استنادها را داشتهاند؛ مثلاً على عليه السلام براى شايستگى خود، به حديث غدير استناد كرده است.
اما يكى از دلايلى كه اهلسنتِ متأخر براى جانشينى پيامبر (ص) آوردهاند، امامت خليفۀ اول در نماز جماعت به جاى پيامبر (ص) در روزهاى بيمارى ايشان است. اما خليفۀ اول، خود به چنين موضوع و فضيلتى براى اثبات شايستگى خود براى خلافت استناد نكرده است. اينگونه دليلسازى و توجيه، مربوط به دورههاى اخير است و انگيزه پيدايش آنها هم نوعى برابرى با روشى بوده است كه شيعيان در تبيين باورهاى خود داشتهاند. بنابراين، اهلسنت در مبناى مشروعيت، به ارائۀ چنين دلايلى نيازى ندارند.
فرايند انتخاب جانشين پيامبر از ديدگاه اهل سنت
همانگونه كه گذشت، اهلسنت بر مبناى بىنيازى به تعيين الهى و ارائه دليل براى تعيين جانشين پيامبر (ص) ، جانشينى پيامبر (ص) را امرى زمينى و بشرى مىدانند. در نظر اهلسنت، براى انتخاب خليفه و در نتيجه مشروعيت خلافت سه روش وجود دارد. البته در هر سه روش، عنصر بيعت، به مثابه مشروعيتبخشى بشرى به اين تعيين و انتخاب، ضرورى و الزامى است.
قاضى عضدالدين ايجى درباره راههاى اثبات امامت (البته به معناى جانشين پيامبر و نه امامت به معناى منصب الهى) در مقصد سوم از