53 بهكار مىبرند. اين كاربرد به علت رهايى يافتن از دايرۀ تنگ و بسته اصطلاح خلافت است كه اهلسنت باب كردهاند. از سوى ديگر، چون مفهومى كه شيعيان براى امامت قائل هستند، گستردهتر از خلافت است و جنبۀ الهى و آسمانى دارد و نه صرفاً زمينى و مبتنى بر انتخاب مردم، اين اصطلاح در ميان شيعيان رواج پيدا كرده است. اصطلاح امام در فرهنگ شيعى، ريشه در گفتارهاى پيامبر (ص) دارد.
اشاره خواهد شد كه اهلسنت هم در دورههاى اخير بعضى از اين اصطلاحات را استفاده كردهاند. ولى در دوره تاريخى مسلمانان، اين واژه، عمدتاً فرهنگى و مرتبط با حوزه تفكر شيعى بوده است. همانگونه كه ملاحظه مىشود، شيعيان را به نام اماميه مىشناسند. اماميه يعنى منسوب به امام؛ يعنى كسانى كه به امام و امامت قائلاند. امروزه برخى از اهلسنت هم شايد به تأثير از فرهنگ شيعى، به جاى اينكه براى على عليه السلام عنوان خليفه را بهكار ببرند، به ايشان، امام على عليه السلام مىگويند؛ البته اين اصطلاح را براى خلفاى ديگر، استفاده نمىكنند. در حوزه اجتماعى و سياسى نيز گاهى به رهبران حكومتى در حوزۀ اهل سنت، امام مىگويند؛ چنانكه گاهى در خطبههاى نماز جمعه در عربستان سعودى، از چنين اصطلاحى براى پادشاه استفاده مىشود كه جنبه سياسى و اجتماعى آن، محسوستر از كاركرد مذهبىاش است و براى موجّه و مقدس كردن آنهاست. گاهى هم به دانشمندان گذشته در علوم اسلامى كه داراى برجستگى علمى يا معنوى و سرآمدتر از ديگران بودهاند، امام مىگويند؛ همچون امام محمد عبده يا امام طبرى و... .