52
كليدواژههاى بحث امامت
مبحث امامت، چهار كليدواژه قابل توجه دارد:
اولين واژه، اصطلاح «امام» است. واژه امام چندين بار در قرآن بهكار رفته است؛ براى مثال، خداوند به ابراهيم عليه السلام مىفرمايد: «...إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً...»؛ «من تو را امام و پيشوا قرار دادم». (بقره: 124) همچنين مىفرمايد: «رَبَّنٰا . .. وَ اجْعَلْنٰا لِلْمُتَّقِينَ إِمٰاماً»؛ «خدايا، ما را پيشواى پرهيزكاران قرار بده». (فرقان: 74)
گاهى نيز واژه امام به صورت جمع بهكار رفته است؛ چنانكه خداوند متعال مىفرمايد: «فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَيْمٰانَ لَهُمْ» ؛ «با پيشوايان كفر بجنگيد؛ زيرا آنان پيمانى ندارند». (توبه: 12) همچنين مىفرمايد: «وَ جَعَلْنٰا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا لَمّٰا صَبَرُوا» ؛ «ما آنها را پيشوايان قرار داديم كه ديگران را به امر ما هدايت كرده، از آن روى كه بردبارى نمودند». (انبياء:73)
البته واژه امام در فرهنگ قرآنى، هم به معناى مثبت و هم به معناى منفى بهكار رفته است؛ يعنى هر كسى كه ديگران را با خود به سمتى ببرد، اعم از آنكه به سوى رستگارى و هدايت يا انحراف و گمراهى باشد امام ناميده مىشود. ازاينرو امام، مطلقِ پيشواست: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ»؛ «روزى كه هر مردمى را با امام آنها فرا مىخوانيم». (اسراء:71)
واژه امام در فرهنگ مسلمانان به معناى جانشين پيامبر (ص) ، در دورههاى بعد از ايشان متداول شده است. اين اصطلاح را عمدتاً شيعيان