54 دومين واژه در بحث امامت، «ولى امر» است. ولى امر، در قرآن كريم به صورت جمع و تركيبى آمده است؛ مانند آيۀ «أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» (نساء:59) در اينجا اولى الامر به معناى كسانى است كه عهدهدار امور انسانها مىباشند.
شيعيان معتقدند عهدهدارى، فقط مديريت و تدبير و انجام امور اجرايى جامعه نيست، بلكه هدايت معنوى و ايمانى هم - كه حتماً بايد پشتوانه و تأييد الهى داشته باشد - در ولايت امر داخل مىشود.
البته ولى امر به صورت مفرد، يعنى بدون تركيب «امر»، و به صورت «ولى» در قرآن استفاده شده و از واژههايى است كه هم در حوزه اهلسنت و هم در حوزه شيعى بهكار رفته است؛ اگرچه در حوزه شيعى، به جهت تمسك به آيات و رواياتى كه در اين زمينه است و در آينده به آن خواهيم پرداخت، بيشتر مورد توجه قرار گرفته است؛ براى مثال، كاربرد اين عنوان براى على عليه السلام ، جزء فرهنگ رايج در شيعه گشته و در واقع جزء شعائر شيعيان در دورههاى اخير قرار گرفته و در اذان گواهى مىدهند كه على عليه السلام ولى الله است. البته اين عبارت مأخوذ از مبانى دينى است. در آيۀ 55 سورۀ مائده آمده است: «إِنَّمٰا وَلِيُّكُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاٰةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكٰاةَ وَ هُمْ رٰاكِعُونَ). در مباحث آينده خواهيم گفت كه اين آيه، درباره منزلت على عليه السلام نازل شده است. ازاينرو گسترۀ كاربرد آن در ميان شيعيان از پيروان ديگر مذاهب بيشتر است.
سومين واژه، «خليفه» است. خليفه از واژگانى است كه كاربرد قرآنى داشته و به معناى جانشين است و به صورت خُلَفاء و خَلائف جمع