50 برداشت خود را در ذيل آن افزودهاند، منبع دينى است. ولى طبق ديدگاه شيعيان، سخنان خاندان پيامبر (ص) ، بهويژه در تبيين قرآن و سنت نبوى، منابع دينى را تشكيل مىدهد. امروزه، ما از صدر اسلام فاصله گرفتهايم. قرآن در ميان ماست، اما بنابر باور بسيارى از عالمان مسلمان،
«قطعي الصُدور و ظنّي الدّلالَة» است؛ يعنى ترديدى نيست كه قرآن از طرف خداوند نازل شده است، امّا در اينكه آنچه از قرآن مىفهميم دقيقاً منطبق بر اراده خداوند باشد، كسى نمىتواند قطع و يقين كند. از همين رو هيچ مفسرى مدعى نشده است آنچه از قرآن فهميده، مراد كامل خداوند و منطبق بر قرآن است.
در واقع، مفسر، قرآن را به عنوان احتمال و تلاش ذهنى براى رسيدن به حقيقت، تفسير كرده است. در بين روايات نيز صحيح و غير صحيح و معتبر و غير معتبر وجود دارد. امروزه، با فاصله گرفتن از آن دوران، مىخواهيم برگزينيم كه اگر سخنى يا عملى را از صحابه پيامبر (ص) دريافت كرديم و در روايات قطعى هم نقل شد كه فردى از صحابه پيامبر (ص) اينگونه عمل مىكرده است، آيا بايد منطبق با روش و شيوه او عمل كنيم يا بايد بهگونهاى كه امامان معصوم عليهم السلام تبيين كردهاند، عمل نماييم؟ براى اينكه تكليف خود را در موضوع مرجعيت علمى مشخص كنيم، يعنى بدانيم كه معرفت دينى خود را از چه كسى بايد اخذ و اقتباس كنيم، ناگزير، به مسئله امامت مىپردازيم. آيا سخن و سيره افرادى مانند ابوهُرَيره يا خالد بن وليد و كسان ديگرى كه نامشان در تاريخ آمده و در ميان همه مذاهب اسلامى جزو صحابه برجسته پيامبر