49
زَمانٍ و مَكانٍ.
در اسلام، بر هيچ مسئلهاى نزاع و درگيرى مانند مسئله امامت، رخ نداده است.
در اينكه قرآن از طرف خداست يا محمد (ص) رسول صادق اوست و همچنين زندگى آخرت وجود دارد، كسى ترديد نكرده و نظر بسيارى از افراد جامعه در اين موارد، مشترك است. اما آنچه موجب نوعى كشمكش نظرى و در بسيارى موارد كشيده شدن آن به عرصه عمل و حكومت و اداره جامعه شده، مسئله امامت است.
وجوه اهميت اصل امامت
اولين وجه اهميت امامت اين است كه وضعيت هدايت و رهبرى امت و مسلمانان در گذشته و حال روشن مىشود. اين پرسشى اساسى و زير بنايى است كه چه كسى بايد جامعه مسلمانان را رهبرى كند و تكليف هدايت معنوى و مادى جامعۀ مسلمانان پس از پيامبر (ص) چيست؟ اين موضوع به امروز نيز مرتبط مىشود؛ چون مهدويت، برآمده از دل امامت است. به اين ترتيب اگر امامت و نياز به امام ثابت شود، نتيجه خواهيم گرفت كه امروز هم جامعۀ مؤمنان بدون امام نيست. ولى شرايط اين امام با امامى كه در جامعه حاضر، و با مردم مرتبط است، تفاوت دارد.
دومين وجه، مرجعيت علمى است؛ يعنى آگاهى، معرفت و هدايت دينى را از كجا دريافت كنيم؟ بنابر اعتقاد اهلسنت، سخنان و برداشتهاى ياران پيامبر كه گفتارهاى حضرت را نقل كردهاند و تفسير و