187 كهكشانهاى ديگر علم پيدا كنيم، بهخاطر اين است كه علم به آنها تحققيافتنى نيست. اگر راه علم يافتن به آن موجودات، وجود داشت و ما آن را كسب نكرده بوديم، نقص علم و آگاهى ما محسوب مىشد. از همين رو، در مورد علم، ملكه و عدم ملكه به كار مىبريم. چنانچه آگاهى بتواند وجود داشته باشد، سپس فرد عالم، فاقد آن شود، آن را به نسيان تعبير مىكنند كه اين ويژگى، در مورد معصوم به لحاظ عصمت او وجود ندارد؛ زيرا علم معصومان، حضورى است؛ يعنى بهگونهاى است كه همه معلومات براى آنها فعليت دارد و مثل علم ما نيست كه با شيوۀ آزمايش يا پرسوجو يا ديگر روشهاى آموزشى به دست مىآوريم.
يكى از منابع علم امامان معصوم، شوارق يا اشراقات است و علم آنها علم تعلّمى و كسبى نيست. پيشتر بيان شد كه اگر در مورد امامان، اصطلاح اجتهاد را بهكار نمىبريم، بهخاطر اين است كه اجتهاد و معلومات ايشان، همچون اصطلاح اجتهاد ديگر افراد نيست كه مقدمات استنباط را تحصيل و تركيب كنند و نتيجه بگيرند. اجتهاد يا استنباط درباره علمى است كه بالقوه باشد، يعنى مقدمات را گردآوريم و آنها را كنار يكديگر بگذاريم و از آنها نتيجه جديدى بگيريم.
دامنۀ عصمت از نگاه شيعه
شيعيان معتقدند عصمت، همۀ كارها و امور اعم از فردى، اجتماعى، دينى و غير دينى را در برمىگيرد. در مقابل، برخى (شمار اندكى) از شيعيان و اغلب اهلسنت، معتقدند كه دامنه عصمت فقط در حوزه