186برابر است و او متوجه و متاملّ اين آثار نمىشود و آن را انجام مىدهد. پس اگر متوجه بوده و انجام داده، مرتكب گناه شده است و اگر متوجه نبوده و انجام داده، خطا كرده است. در واقع، تفاوت گناه با خطا، در ملاحظه اين معيارهاى سهگانه در عمل است و معصوم مرتكب چنين اعمالى نمىشود.
نسيان به چه معناست؟ نسيان يعنى دانش و آگاهى انسان، به سببى -از جمله گذشت زمان - به ناآگاهى و بىخبرى تبديل شود؛ يعنى ملكه علم او تبديل به جهل شود. بايد توجه داشت كه از اصطلاح ملكه علم به اين جهت استفاده مىشود كه در مورد علم و جهل، به بود و نبود ملكه قائل هستيم. اين قابليت بايد وجود داشته باشد كه انسان به چيزى عالم شود. حال، اگر علم او از بين برود، اين ملكۀ علم، به جهل تبديل شده است. اما چيزهايى هم هست كه قابليتِ علميافتن به آن وجود ندارد. در اينگونه موارد، به كار بردن «عالم شدن و نشدن» بىمعناست. فرض كنيم كسى به فردى بگويد تو از موجوداتى كه در كهكشانهاى ديگر هستند، هيچ اطلاعى ندارى و به آن جاهل هستى. اينجا چون امكان تحقق علم به موجودات كهكشانى در شرايط عادى وجود ندارد، متصف كردن او به جهل اگر از نظر گفتارى هم درست باشد، از نظر ارزشى غلط است؛ زيرا اين قابليت وجود ندارد. پرتابگرى را در نظر بگيريد كه مىتواند نيزهاى را تا فاصله دور پرتاب كند، اما از پرتاب پر كاهى به فاصله دور ناتوان است. اين ناممكن بودن، نقصى بر پرتابگر نيست؛ بلكه استعداد و امكان، در مُتَعَلَّقِ فعل نيست. اگر نمىتوانيم به موجوداتى در