185 است نه در عرصه فعل خداوند؛ زيرا هر كارى كه انجام مىدهيم، به علت اينكه اطراف و آثار آن را نمىدانيم، چه بسا داراى شرى هم باشد. اما تلقى ما اين است كه برحسب استعداد و توانايى انسان، به برخى كارها خير مطلق مىگوييم.
مفهوم خيرِ راجح هم روشن است: كارى كه انجام آن، بر انجام ندادنش ارجح است. دامنه فعل اخلاقى نيز در خيرِ راجح است و خير و شر متساوى و شرّ راجح را در برنمىگيرد. كارى را اخلاقى مىگوييم كه خير بودن آن، بر شر بودنش برترى داشته باشد. شرّ مطلق، يعنى كارى كه هيچ فايده و حُسنى نداشته باشد. همانطور كه از خالق حكيم، شر مطلق صادر نمىشود، انسان نيز به لحاظ حكمتِ خود، از آن دورى مىجويد.
در مبانى دينى گفتهاند كه انجام فعلى با خير و شر متساوى نيز براى انسان حكيم پسنديده نيست. انسان حكيم كارى را انجام نمىدهد كه خير و شر آن برابر باشد و فايدهاى به خودش و ديگران نرساند. وقتى مىگوييم معصوم مرتكب خطا نمىشود، در واقع عصمت او نفى سه دسته فعل است: شرّ مطلق، شرّ راجح و خير و شرّ برابر. وقتى مىگوييم كسى مرتكب خطا مىشود، يعنى يكى از اين سه دسته را بدون در نظر گرفتن اين معيارهاى سهگانه انجام مىدهد. به بيان ديگر، كسى كارى را انجام مىدهد و متوجه مىشود كه همه آن زيان بوده و مىتوانسته است به زيان آن آگاه شود يا كارى انجام مىدهد كه زيان انجام آن از انجام ندادنش بيشتر است؛ يا كارى انجام مىدهد كه انجام دادن و ندادن آن