184معصوم بودهاند و عصمت ملكهاى است كه سلب و اخذ نمىشود و راسخه است.
دامنۀ عصمت
همانگونه كه اشاره شد، همه امورى كه در فرهنگ دينى، معصيت و نافرمانى خداوند محسوب مىشود، اعم از گناهان صغيره و كبيره، در انسان معصوم نيست و دارنده ملكه عصمت، از ارتكاب اين امور دورى مىجويد. علاوه بر اين، معصوم از سهو و نسيان، يعنى خطايى كه انسان به سبب تمركز نداشتن بر موضوع يا تشخيص ندادن طرفين راجح و مرجوح مرتكب شود، نيز دور است.
افعال آدمى به چند دسته تقسيم مىشود: 1 خير مطلق، شرّ مطلق، خير راجح، شرّ راجح و خير و شرّ متساوى. طبيعتاً هر جا كه خيرِ راجح و شرِ راجح هست، طرف مقابل آن، شرّ مرجوح يا خير مرجوح مىشود. كارى را كه هيچ بدى در آن وجود نداشته باشد، خير مطلق گوييم. البته انسان به لحاظ محدوديت وجودى در عرصه انسانى، مىتواند عملى را انجام دهد كه خير راجح است نه خير مطلق. اگر هم آن را خير مطلق مىناميم، به تناسب ظرفيت انسانى است نه خير مطلق در تمام هستى. انسان نمىتواند از لحاظ وجودى مثل خداوند تبارك و تعالى عملى را انجام دهد كه خير مطلق باشد. پس در اينجا خير مطلق در عرصه انسانى