166 امامت و جانشينى هم بايد گفت كه آبِ رفته از جوى تاريخ را نمىتوان برگرداند، امّا در مورد مرجعيت علمى مىتوان اين آب را به جوى برگرداند. مىتوانيم مرجعيت علمى را براى آنان اثبات بكنيم و گسترش دهيم و مدعى شويم اگر در اخلاق، احكام، دينشناسى و معارفى كه در ميراث اسلامى گنجانده شده است، بايد به منبعى رجوع كنيم، منابع معارف اهلبيت، به اين دلايل متعدد، قابل اعتمادتر است. به همين جهت، حديث ثقلين تأكيد مىكند كه چون اهلبيت و عترت، عِدل و هموزن قرآن هستند، منبعى قابل اعتمادند و اين وصف، درباره افراد ديگر گفته نشده است. اين سخن با گفتارى از فخر رازى 1 تأييد مىشود كه وقتى در خصوص بلند يا آهسته خواندن «بسم الله الرحمن الرحيم» در سوره حمد آراى مختلف را ذكر مىكند، مىگويد: «نقل شده است كه على عليه السلام بسم الله را بلند مىخوانده است». سپس مىگويد: «هركس در دين خود به على اقتدا كند، هدايت مىشود؛ چون پيامبر (ص) فرمود: خدايا على را با حق بدار و حق را با على».
اين تفسير فخر رازى، مصداقى از تفسير ثقلين است؛ به جهت اينكه پيامبر (ص) فرمود: «هر جا حق باشد، على هم با حق است». با اين بيان، پيامبر (ص) حق و على را قرين يكديگر قرار داده است.
به همين جهت است كه فخر رازى مىگويد: «وَ مَن اقتدى في دينه بِعليٍ فَقَدْ اهتدى»؛ «هركس در دين خود به على اقتدا كند، هدايت مىيابد». اين، يكى از مؤيدات مرجعيت علمى ائمه عليهم السلام است كه به كار امروز