137اجازه مىدهيد پيكر اين عزيزان زير آفتاب پرحرارت نينوا بماند؟ ! وقتى مردان قوم، اين شهامت و عزم راسخ زنان خويش را ديدند، خون غيرت در رگهايشان به جوشش درآمد و تصميم به دفن شهيدان گرفتند؛ اما چون شناسايى پيكرها برايشان دشوار بود، در حالهاى از حزن، حيرت و ترديد، لحظهشمارى مىكردند كه ناگهان ديدند امام سجاد به صورت شگفتانگيزى از كوفه تا كربلا را طى الارض كرده و براى راهنمايى و كمك به آنان، در آن سرزمين پاك حضور يافته است. حضرت على بن الحسين (ع) خطاب به بدن پدر چنين فرمود:
«طوبى لِاَرض تَضَمَّنَت جَسَدكَ الظاهِر» ؛ خوشا به حال زمينى كه پيكر پاك تو را در خود جاى داده است.
و بر روى مرقد پدرش نوشت: «هذا قبر الحسين بن على بن ابىطالب الذى قتلوه عطشاناً غريباً» . 1
در روايت ديگرى آمده است: امام حسين (ع) را پس از آنكه بر پيكرش نماز خواندند، در جايى كه اكنون مرقد اوست، به خاك سپردند و فرزندش حضرت على اكبر (ع) را جايى نزديك پاى حضرت دفن كردند. براى شهداى ديگر از اهل بيت و ياران امام، جايى نزديك مرقد حضرت قبرى حفر كرده و همه را در آنجا به خاك سپردند. حضرت عباس (ع) در همان جايى كه به شهادت رسيده بود، يعنى بر سر راه غاضريه به خاك سپرده شد. در منابع تاريخى آمده است كه وقتى امام سجاد (ع) مقدارى از خاك كربلا را كنار زد، قبرى ظاهر شد و امام بدون كمك بنىاسد، پدر را در آن نهاد. 2
اگرچه بنىاسد در برجسته نمودن مرقد امام حسين (ع) و صيانت از آن در برابر امويان پيشقدم شدند، ولى آن قبر مطهر فاقد هرگونه سايبانى بود. عبيدالله بن حرّ جعفى، يكى از كوفيانى كه به نداى كمكخواهى امام حسين (ع) جواب منفى داد، با حالتى از ندامت و تأسف بر اينكه چرا به نداى امام عصر خود لبيك نگفته، در مقابل مرقد امام حسين (ع) ايستاد و قصيده معروف خود را سرود. 3
چون اهل بيت امام حسين (ع) از سرزمين شام به عراق بازگشتند، به زيارت مزار حسينبن على (ع) و شهداى كربلا مشرف شدند. همچنين جابربن عبدالله انصارى به همراه عطيه كوفى