353[افراط و تفريط] درگفتار و كردار و خروج از حدود الهى كه ناشى از باورهاى دينى و اعتقادى باشد.
البتّه با در نظر گرفتن ظاهر دو آيه از قرآن كريم 1كه غلو در دين را به«غيرحق» مقيد ساخته، غلوّ بهمذموم و غيرمذموم قابل تقسيم است؛ چنانچه زياده رويىكه مقام ربوبيت و ساير اوصاف ذات پاك بارى را كه«حق» مطلق است ذٰلِكَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ مٰا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبٰاطِلُ (لقمان: 30)، خدشهدار سازد و بهانسان و ساير اشياء، نقش خدايى داده شود، غلو مذموم و باطل، ولى مبالغه و تأكيد دردين و حق تعالى، غلو فى الحق (ممدوح) خواهد بود؛ اين تقسيم در ميان مفسّران مطرح اهلسنت 2 وجود دارد، ولى از نگاه مفسّران شيعه جز غلوّ مذموم و باطل كه همان خروج از حدّ بهزياده و نقصان باشد، مطرح نيست 3 و دراين نقطه همه مفسّران شيعه و سنّى اتفاقنظر دارند كه اثبات ألوهيت براى عيسى از سوى نصارا (افراط) و پايين آوردن مقام او و او را فرزند غير نكاح خواندن توسط يهود، هر دو مصداق بارز غلو باطل و مذموم خواهد بود. 4
-مفهوم غالى و غلات: شهرستانى (م548ق)، غاليان را كسانى مىداند كه 5: در حق