349شيعه على(ع) هم بودهاند، 1 و شكى نيست كه ميان تعبير«اصحاب» و «شيعه» تفاوت عام و خاص است و در اينجا شيعه، اخص است. گذشته از آن، برخى از عالمان شيعه واژه اصحاب را بر هر كسى كه از امامان(عليهم السلام)، حديث نقل نمايند بهكار مىبرند، بدون در نظر گرفتن اينكه آن راوى، امامى است يا غير امامى، مؤمن است يا كافر؛ از اين رو، شيخ طوسى اشعثبنالكندى خارجى 2، زيادبنعبيد(ابيه) 3 شبثبنربعى از خوارج 4، عبدالله بن الكوا خارجىملعون 5 عبداللهبن وهب الراسبى رأس الخوارج ملعون 6 مرداسبنابينة خارجى و مصقلةبنهبيرة گرويده بهمعاويه 7 و دَهها نمونه ديگر را، جزء اصحاب على(ع) نام برده است؛ بنابراين، اصحاب على، ملازم با شيعه بودن آنها نيست. شيعه على، يعنى اباذر، مقداد، عمار و... .
دوم - اظهار علنى نه اختراع!: آنچه اين سه دانشمند شيعه حكايت نمودهاند(هرچند كه از زبان خصم شيعه باشد) بههيچ رو دلالت نمىكند كه ابنسبأ با قطع نظر از غلو او كه بهاتفاق مردود است، مؤسس شيعه و امامت و وصايت است، نهايت چيزى را كه ثابت مىكند اين است كه وى همانند ديگر شيعيان بهاسلام و امامت على(ع) ايمان داشت و اين اعتقاد خود را نسبت بهولايت على(با توجّه بهعبارت) بهطور علنى ابراز كرد (نه اينكه تأسيس كرد) بهگونهاى كه اين چنين اظهارات پس از 25 سال خوف و هراس در مجامع اسلامى آن روز، مرسوم نبود 8 و اين مفهوم را شواهد زير تأييد مىكند: