348اختلاف دارد: يكى اينكه بهجاى جمله « حَكَى بَعضُ أهلالعلم » عبارت « ذَكَرَ بَعضُ أهل العلم ». دوم اينكه بعد از وصى موسى، كلمه « بالغلو » را مىآورد. 1
بسيار روشن است كه اين سه نفر؛ اوّلاً : اين قضيه را خود نگفتهاند تا ديدگاه آنها تلقّى گردد، بلكه آن را از ديگران حكايت (حكى../ ذكر بعض) مىكنند.
ثانيا: اينكه برخى عبارت بالا را با سوء استفاده از جمله« اهلالعلم »، اقرار اين سه نفر، مىشمارند 2، اگر نگوييم عناد، دست كم جاهلانه است؛ زيرا، از يكسو، مراد آن سه نفر از«اهلعلم» غير شيعه است و بهخاطر ادب و احترام بهعلم، اين تعبير را بهكار بردهاند 3؛ بهدليل اينكه هرسه عالم شيعى پس از حكايت مطلب ( حكي من.../ ذكر بعض .)با كلمه «فا» متفرع برآن مىگويند: « فَمِن هاهنا قال مَن خالفاّلشيعة: أنّ أصلَ الرَّفضِ مأخوذٌ من اليهوديّة ...» و اين عبارت (فمنهاهنا...) هيچگاه با شيعهبودن جماعتى كه اين سه نفر از آنها حكايت كردهاند، سازگارى ندارد. و هرگز معقول نيست كسى اعتقاد و باورهاى خويش را اينگونه اظهار نمايد. در نتيجه اين سه نفر تهمت را خارج از شيعه و از جمعى كه شيعه نبودهاند، بازگو مىكنند 4.
از سوى ديگر، تعبير: «جمعى از اهل علم كه از اصحاب على(ع) بودند...»، عبارت « من اصحاب عَلِيّ » كه جز در متن نوبختى نيست، هيچ وقت نمىرساند كه آن گروه،