296مذهب شيعه قلمداد مىكنند! و برخى از اين طيف، اين چنين بىادبانه اظهار نظر مىنمايند: « يكفي «شيعةالضّلال» عاراً و شناراً أنّ أوّل من أسّس مذهبهم الضّال هو عبدالله بن سبأ اليهوديالحاقد الَّذي أظهر الإسلام و أبطن الكفر و سعى لِهدم الإسلام من داخله، وأنّي له ذلك؟ !» 1.
ناصر قفارى با اينكه مدعى است آراء و عقايد شيعه را با توجّه بهمنابع مورد اطمينان و با رعايت انصاف بررسى مىكند 2 (كه چنين نمىكند) بعد از بررسى ديدگاههاى ظهور شيعه 3 تحت عنوان « الرّأيالمختار » نظر خودش را كه بهباور وى نتايج پژوهش اوست، اينگونه ارائه مىدهد: « والّذي أرى أنّ الشيعةَ كفكر و عقيدة لم تولد فجأة، بل أنّها أخذت طوراً زمنياً و مرّت بمراحل... و لكن طلائع العقيدة الشيعيّة و أصل أصولها ظهرت على يد السبئيّة بإعتراف كتب الشّيعة... ». 4 برخى ديگر از وهابىهاى افراطى چون احسان الهىظهير 5و احمدكمال شعث 6 روى همين نظر پافشارى مىكنند.
ريشه اين ادعا بهويژه اينكه فردى بهنام عبداللهبنسبأ موجود بوده و اعتقاد و باورهاى خاص نسبت بهعلى(ع) داشته، در آثار مكتوب اسلاف اين گروهِ از نويسندگان بهچشم مىخورد؛ ابنعبدربّه (م328ق) «رافضه» را كه اعتقاد بهخلافت ابوبكر و عمر نداشتند، اصحابِ اين شخصِ موهوم مىداند 7 و با نقل گفت وگويىكه ميان دو شخص